تبلیغات
▪•● فارسی پاتوق ●•▪ - حکایت خواندنی خیاط
▪•● دانلود آموزش سرگرمی ●•▪
حکایت خواندنی خیاط
1392/03/8 ساعت 17:26 | نوشته ‌شده به دست مسعود | ( نظرات )

 

حکایت خیاط

 

در شهر مرو خیاطی بود، در نزدیکی گورستان دکانی داشت و کوزه ای در میخی آویخته بود و هر جنازه ای که در آن شهر تشییع می شد سنگی در کوزه می انداخت و هر ماه حساب آن سنگ ها را داشت که چند نفر در آن شهر فوت کرده اند....

از قضا خیاط بمرد و مردی به طلب به در دکان او آمد.

 

در را بسته دید و از همسایه خیاط پرسید که او کجاست. همسایه گفت : خیاط نیز در کوزه افتاد!


مرتبط با: سخنان بزرگان ,

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
theresaflourney.wordpress.com 1396/02/21 10:17
My spouse and I stumbled over here different web address and thought I may
as well check things out. I like what I see so now i'm following you.
Look forward to going over your web page again.
BHW 1396/01/31 08:05
Hi colleagues, how is the whole thing, and what you wish for to say concerning this
post, in my view its genuinely awesome designed
for me.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
موضوعات
نویسندگان
نظر سنجی
تاثیر گذار ترین فرد در زنگی شما...





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

▪•● دانلود آموزش سرگرمی ●•▪